از نظر امام خمینی(ره) عمدهترین خطر برای اسلام و مسلمین و بلکه جهان بشریت، چیست یا کیست؟
خیلیها عقیده دارند، جریانی که امام در برابر آن قیام کرد و تا آخر، لحظهای از آن غفلت نکرد، جریانی است که نه فقط اسلام و امت مسلمان ایران، بلکة همة مجموعة فرهنگ، اقتصاد و اجتماع جهانی را به مخاطره انداخته است. خود ایشان در آغاز علنی شدن قیام خود میفرمایند: «خطر وارد شده است و آن خطر یهود است.»؛ «آقایان بدانند که خطر امروز بر اسلام، کمتر از خطر بنیامیه نیست.»
نظرات ()روزی امیرمومنان(ع)همراه سپاهیان خود برای مقابله با خوارج اهنگ حرکت به سوی نهروان داشت.
ناگاه یکی از مردان سپاه نزد وی امد و درحالی که مردی را با خوداورده بودعرضه داشت: یاامیرالمومنین این مرد ستاره شناس است ومی خواهد مطلبی رابه عرض شما برساند.
ستاره شناس گفت: ای امیرالمومنین دراین ساعت حرکت نکنید وبگذارید چندساعتی بگذرد .
امام(ع)پرسیدند: چرا ؟
پاسخ داد: اوضاع ستاره ها نشان می دهدکه حرکت دراین ساعت سبب شکست خواهدشد.
امام برای ستاره شناس توضیح دادکه انسان فقط از خدا باید کمک بگیرد و به اواعتمادکند.
سپس به مردم هشداردادکه مبادا دنبال این چیزها بروند. این امورمنجر به کهانت ( پیش گویی و فال گیری های مبتنی بر خرافه مانند فال قهوه و مانند ان ) می شود وبه کفرمی انجامد و جای کافران
هم دراتش است. امام(ع)درهمان ساعت به سوی نهروان حرکت کردند وبرخلاف پیش گویی ان مرد پیروزی بزرگی به دست اوردند.
نظرات ()" انتخاب " دشوارترین لحظات برای انسان است ...
وقتی لحظه ی " انتخاب " فرامی رسد وسوسه ها وتریدها هم به سراغ تومی ایند وان جلوه ای راکه دریک برق معنویت دیده ای ازنظرونگاهت محومی سازند ...
چگونه بودن یکی ازهمین " انتخاب " های دشواراست ...
شخصیت توگاهی درگروهمین تصمیم ها وبرگزیدن هاست ...
این تویی که خمیرمایه ی هستی خود را با دودست خویش شکل می دهی ومی سازی ...
یک شب درخلوت خویش روبه اینه ی حقیقت بنشین و با خودت بی واسطه و بی ریا حرف بزن ...
توکیستی ؟!
چیستی ؟!
کجایی ؟!
چه می کنی ؟!
چگونه ای ؟!
تو مختاری پس ناچار باید " انتخاب " کنی ...
بزرگی ادم ها به بزرگی " انتخاب " های ان هاست ...
تومی خواهی بزرگ باشی یا کوچک ؟!
این دیگربا خود توست اما این را هم بدان که " انتخاب " توهمواره با توست ...
تاابد ...
تا همیشه ...
نظرات ()چه ببرها که در این کوه ناپدید شدند
چه سروها که در آغوش من شهید شدند
نیامدند سفرکردگان این کوچه
چه چشمهای سیاهی به در سفید شدند
در انتظار مرام رفیقهای قدیم
هزارمرتبه تقویمها جدید شدند
هنوز پنجرهمان تا خروسخوان باز است
خبر دهید به آنها که ناامید شدند
برآمدند شبی با هزار دست دعا
هزار قفل فروبسته را کلید شدند
دو واژه از دو لبی را کنار هم چیدند
دو بیت ناب سرودند و بوسعید شدند
سیاهی از همه جا، روسیاهی از همه سو
خوشا به حال شهیدان که روسفید شدند
نظرات ()ما یکسری مسائل با بیرون و خارجیها داریم و یکسری هم متأثر از داخل و داخلیهاست، که چه قبل از قطعنامه 598 و چه بعد از آن، گریبان ما را گرفته و حلقوم ما را فشار میدهد. عقبنشینیها دشمن را دلیر کرده است و باعث شده پیشروی کند و خودش را به این مرحله برساند. این از یک جایی نشئت گرفته، وگرنه دشمن نمیتواند یک شبه تا بینالحرمین بیاید.
امروز باید تبلیغاتی صحبت نکنیم. عصر تبلیغاتی حرف زدن گذشته است. در مقابل دشمنی که شمشیر را از رو بسته، چه چیز را میخواهید پنهان کنید؟ دشمن حرفهایش را خیلی مشخص و واضح گفته است. کتابی نوشته شده به نام «سه دیدار» که اشاره میکند به سه دیدار حضرت امام با حضرت آیتالله بروجردی، آیتالله مدرس و سید ابوالقاسم کاشانی. در بخشی از این کتاب آمده است: آقا روحالله جوان 27 سالهای است که مشرف میشوند خدمت سیدابوالقاسم کاشانی، علمدار وقت نهضت در آن مقطع که دچار نوعی دوگانگی در مبارزه با سیستم ستمشاهی شده بود، مانده بود قبول کند که شاه سلطنت کند، یا حکومت را به دست مجلس بدهد و انتخابات و... حضرت امام به ایشان میگویند که بنده طلبة کوچکی هستم که خدمت شما درس پس میدهم. لکن امروز، عَلَم اسلام به دست شماست و اگر کاری را که شایسته است انجام ندهید، معلوم نیست تا یکصد سال دیگر بتوانیم در مقابل دشمن، سر بلند کنیم؛ میفرمایند که خداوند ما را برای اقدام خلق کرده است.
این جمله را باید با آب طلا نوشت: «خداوند ما را برای اقدام خلق کرده است.»
نظرات ()می نویسند ، مرد شوخی، روزی الاغش را سوار شده و پسرش را نیز بر ترک خود نشانده و به کوه و صحرا رفت تا هیزم بکند ، پسین گاه، هیزم های کنده شده را بسته و بر پشت چارپا گذاشته و بطرف ده برگشت.
در این هنگام ناگاه حیوان از بالای کوه لغزید و با بار هیزم به ته دره افتاد و سقط شد. مرد شوخ با دیدن این وضع ، سر بند خود را باز کرد و مثل شال عزا به گردن پسرش حلقه کرد و گفت : برو به ده و گریه کنان بگو ، پدرم از کوه پرت شد و جابجا مرد و از اهالی خواهش کن بیایند و نعش مرا بلند کنند !
وقتی مردم این خبر را شنیدند ، دسته دسته جمع شدند و با پسرک بطرف کوه رفتند و با کمال تعجب دیدند , مرد , بالای کوه نشسته و خرش به دره پرت و سقط شده است !
مرد شوخ با دیدن مردم ، قاه قاه شروع به خنده کرد ، اهالی ده با عصبانیت به او نگریسته ، یکی از آن میان پرسید : حالا که مارا دست انداخته ای ، به چه علت می خندی ؟!
مرد شوخ در حال خنده گفت : حیوان بیچاره موقع جان کندن وصیت کرد که مردم ده را بخواه بیایند بالای سر من فاتحه بخوانند !
مردم وقتی این حرف را از دهان هم ولایتی خود شنیدند و آن منظره را دیدند ، به یکدیگر گفتند: بیائید برویم ، این پدر و پسر هر دو دیوانه اند و ما را دست انداخته اند !
و بعد آنها را به حال خود گذاشته و به ده برگشتند ، همسر مرد ، وقتی فهمید که شوهرش نمرده خوشحال شد و بساط سوروساتی فراهم کرد ، مرد از کوه آمد و نشست.
زن خواست به پسرش تعرض کند که این چه کاری بود که کردی که مرد گفت : بااو کاری نداشته باش خودم به او دستور دادم که این کار را بکند تا مردم بیایند و به چشم خودشان ببینند خره چطوری لغزیده و افتاده و دیگر وقتی به شهر آمدم راحتم بگذارند!
زن گفت: سر بسر مردم گذاشتن کار خوبی نیست.
مرد گفت: اگر این کار را نکرده بودم حالا نمی توانستم راحت توی خانه بنشینم و من که از صبح تا حالا با پسرم جانم به لب رسیده و هیزم کنده ام و اکنون که نه هیزم دارم و نه چارپا ، باید مرتب سماور را آتش و چای را دم کرده و مردم دسته ، دسته بیایند و بگویند ، خدا بد نده ، چه شده؟ و من لاینقطع ماجرا را تکرار کنم که فلان و بهمان شده است !
نظرات ()روزی یکی ازبینوایان به مجلس رسول الله (ص) امدوکنارمردثروتمندی نشست. ان مرد لباس خودراجمع کرد. پیامبرفرمود : چرا لباست راجمع کردی ؟! ترسیدی ازفقراوچیزی بردامنت نشیندیا ازثروتت چیزی به اوبرسد ؟!
مردثروتمندشرمنده وپشیمان ازعمل خویش گفت : ای رسول خداخطا کردم وبرای جبران ان نیمی از ثروت خودرا به اوبخشیدم.
ان مردفقیرگفت : ولی من حاضرنیستم بپذیرم.
رسول خدا(ص)فرمود : چرا ؟!
پاسخ داد : می ترسم با داشتن نیمی ازثروتش همان حالی راپیدا کنم که اودرخود احساس کرد.
نظرات ()شایدتا به حال این سوال به ذهن شما خطورکرده باشه که:ایااون نیازهایی که انسان های گذشته رو به سوی خداودین الهی می کشوند همچنان وجودداره؟ یا ...
در این مقاله که بعضی از بخشاش رو از کتاب دین وزندگی گرفتم سعی کردم برای سوالای بالا جواب قانع کننده ای پیدا کنم.
بانگاهی به سرنوشت انسان معاصروشرایط کنونی او درمی یابیم که نه تنها او ن نیازهای بنیادین قوی تر وجدی تر ازگذشته پابرجاست بلکه انسان امروزبه شدت سرگردونه واگربه خدا و پیام الهی روی نیاره سرگردانیش شدیدتروخطرناکترهم خواهدشد.
تو قرن های هفدهم وهجدهم ونوزدهم که علم پیشرفت خودش رو اغازکرد وبه سرعت توسعه یافت چنین تصور می شدکه می شه با کمک اون به نیازهای بنیادین انسان پاسخ گفت ودغدغه های جدی ادمیان رو به ارامش درونی و اسایش درزندگی تبدیل کرد. اماهرقدر که علم به پیش رفت وابزارهای کارامدوموثری در اختیار انسان قرار داد برنگرانی های وی افزوده شد به گونه ای که اواخرقرن بیستم انسان احساس کردکه سوال های بنیادینش همچنان بی پاسخ مونده !!!
نظرات ()اپاندیسمو که عمل کردم یهو نظرم راجع به وبلاگ عوض شد !!!!
حالا نمی دونم اثرات اطاق عمل (!!!) بوده یا امداد غیبی چیزی به سرم خورده !!! تصمیم گرفتم از این به بعد یه اصلاحات اساسی تو مطالب وبلاگمون ایجاد کنم . با خودم گفتم چه قدر از سیاست بنویسیم ؟!
داریم به جایی هم میرسیم ؟!
اصلا سودی هم داره ؟!
تا به این نتیجه رسیدم که : نه !!!
مغز عزیزم (!!!) فرمان داد از این به بعد یه ذره هم به معنویات بپردازم و در باره ی مسائلی از این دست مطلب بنویسم . هر چی باشه از سیاست که بهتره ...
البته اگه مطلب توپ سیاسی به پستم خورد نمیتونم ونمیشه نادیدش گرفت ...
ولی به هر حال میخوام کم کم کمش کنم !!! خدا رو چه دیدی ؟! شاید روزی به ترک مطلق هم فکر کردم !!!
نکته دومی که به ذهنم رسید و به خاطر اون به خودم احسنت گفتم اینه که از این به بعد همون جوری که دارم واسه کنکور سراسری میخونم ( وچه جوووووور هم دارم میخونم !!!) اگه تو کتابا مطلب جالبی دیدم اون رو هم بذارم تو وبلاگمون تا خوانندگان بیشمار وبلاگ (!!!) هم بفهمن من یه سال از عمرم رو دارم با خوندن چه مطالب شیرین و گرانبهایی (!!!) میگذرونم !!!
همین دیگه ... فعلا بسه ... به قول یه دوستی ملالی نیست حتی دوری شما !!!
والسلام
نظرات ()سال هاست شاهد تلاش گروهی تندرو منتسب به اصولگرایان هستیم که سعی می کنند اصلاح طلبان را به غرب و بیگانگان نسبت دهند. اینان، حرکت اصیل دینی و اصلاح طلبانه مردم را حرکتی نشات گرفته از بیگانه و وابسته به سرویس های اطلاعاتی اجنبی معرفی می کنند و هر چند وقت یک بار دلایلی برای اتهامات واهی خود می آفرینند. کاری هم ندارند که فرد یا افراد مورد اتهام در چه سطوحی از نظام و انقلاب قرار گرفته باشند.
از سوی دیگر اصلاح طلبان در مقابل این اتهامات سنگین و پی درپی منفعل شده و بعضا ناچار می شوند تشهد بگویند و از ریشه های اصیل و دینی خود دفاع کنند و بر تفاوت میان انتقاد و عناد یا اصلاح و تخریب اصرار ورزند.
اصولگریان افراطی اما غافل بوده اند که این شیوه هایشان چه لطماتی را پشتوانه ها و نیروهای اصیل انقلاب و قدرت خودپالایی و اصلاح گر نظام وارد کرده است. به این ترتیب افراط گرایان مانع تحولات طبیعی و ضروری در روندهای اجتماعی شده که خود تهدیداتی جدی و اساسی را برای انقلاب به وجود می آورد. این وضعیت، فقه پویای شیعه را نیز - که باید در هر لحظه برای چالش ها و مسایل مستحدثه و جدید راه حل ارائه دهد - با موانع اجرایی و فکری غیرقابل عبور مواجه ساخته است.
این روش یا سناریو متاسفانه امروز به شکلی افراطی تر از گذشته شدت گرفته و عده ای به هر ترتیب سعی دارند جریان منتقد و معترض کنونی جامعه را به بیگانگان نسبت دهند. این مسئله در روزهای ابتدایی پس از انتخابات نیز آنقدر شدید بود که رهبر انقلاب را ناگزیر به اشاره ای کرد مبنی بر اینکه: ...
در این حال البته با توجه به گستردگی اعتراضات، عدم پاسخگویی و ناتوانی مسئولین در اقناع مردم، اتفاق دیگری نیز رخ داد. عده ای وازده که عمری برای دسیسه چینی و براندازی جمهوری برخاسته از انقلاب اسلامی برنامه ریزی کرده و خواهان بازگشت پادشاهی دیکتاتوری و یا تسلط گروههای تروریستی بر کشور بوده اند، به میدان آمدند. آنها برای خود امیدی واهی ساختند تا بتوانند فرصت طلبانه از این آب گل آلود ماهی بگیرند و سوار موج اعتراضات شوند. در حالی که این جماعت وامانده هیچ نسبت و سنخیتی با این جریان ملی و دینی برخاسته از آرمان های اصیل نسل جوان و مردم شریف کشورمان ندارند.
در این میان برخی دولت های بیگانه نیز که نتوانسته اند به ارتباطی متعادل و منطقی با ایران دست یابند تصور کردند می توانند با حمایت از این جنبش مردمی آزادیخواهانه و دمکراسی طلبانه، آن را به خود نزدیک کنند و اعتبار از دست رفته خویش را بازیابی نمایند. آنها البته با این کار، زمینه اتهام زنی و تخریب سبزها را توسط گروه رقیب فراهم می سازند و می دانند که این موضع گیری به تخریب ریشه های اصیل این حرکت کمک می کند، چرا که انگ حمایت بیگانگان را به آن وارد می سازد.
حدود دو سال پیش در مناظره وبلاگی که با آقای بادامچیان – تحت عنوان «استتار» داشتم به این موضوع اشاره کردم دشمن کاری می کند تا مانع پیشرفت حرکت های اصیل اصلاحی شود که به پیشرفت و استقلال کشور کمک می کند؛ اتهامات ساده اندیشانه ای مانند اینکه دولت آقای خاتمی با اجازه سرمایه گذاری خارجی پای بیگانگان را به کشور باز کرد. در حالی که موضوع سرمایه گذاری خارجی در تمام مقاطع با تایید مقامات عالی کشور دنبال می شده و سبب تامین فرصت های بی نظیر توسعه مانند اجرای پروژه پارس جنوبی - پروژه ای که در حال حاضر در رکود کامل به سر می برد – بوده است. این قبیل پروژه ها به خاطر سرمایه گذاری کشورهای خارجی، حاشیه امنی نیز برای کشور بوده است؛ مانند تهدیدات کوری که از ناحیه نومحافظه کاران در دوران ریاست جمهوری بوش شاهد آن بودیم. یادتان هست که بوش در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی ایران را محور شرارت خواند. اعضای دولت آقای خاتمی نیز مطرود سلطه گران و گروههای تروریستی بودند. در مورد خودم به عنوان یک اصلاح طلب، دو بار – یک بار در دوران مسئولیت دولتی ام در استکهلم و یک بار نیز پس از آن دوران، در بریزبین استرالیا - مورد حمله منافقین قرار گرفتم (که ماجرای استکهلم را در کتاب خوشه های شهریور متذکر شده ام).
در واقع اتهام غرب زدگی به اصلاح طلبان در شرایطی همواره تکرار شد که آنان نه هرگز نامه ای به سران غرب نوشتند، نه تقاضایی از آنها کردند و نه وارد مذاکره ای شدند. اما در دوران پس از اصلاحات شاهد وقایع حیرت انگیزی مانند مذاکرات ژنو با آن درجه از اشتیاق و وادادگی بودیم که حتی فریاد بخشی از اصول گرایان را به دنبال داشت.
اصلاح طلبان همچنین هرگز مراوده ای با رژیم صهیونیستی نداشتند، چه رسد به شرکت در جلسه ای با وزیر آموزش عالی آن رژیم و یا مردم اسراییل را دوست خود بخوانند و یا تبریک یکی از فدراسیون های ورزشی کشور به همتایان اسراییلی.
بنابراین باید پرسید دوستانی که دلسوزانه از حمایت عناصر مردود نگرانند، چگونه است که در مقابل حرکات و ارتباطات جناح قدرت نگران نمی شوند؟ اصلاح طلبان و سبزها که اکنون قدرتی در حاکمیت ندارند.
اگر نگاه منصفانه ای هست - که حتما هست - باید تعمق کنند که جریان اصیل اصلاح طلبی با بیگانگان ارتباطی ندارد و عناصر مردود هستند که خود را به این جریان می چسبانند.
داشتن بصیرت در این میان رمز رستگاریست. آنهایی که انواع اتهامات را به اصلاح طلبان می زنند متاسفانه دارای اطلاعات محدودی هستند که از کانال های خاصی ارایه می شود. البته نقش رسانه ملی در ارایه اطلاعات و تحلیل های غلط، سطحی، جانبدارانه، خلاف واقع و سانسور بسیاری از واقعیت ها کماکان ادامه دارد و باعث بی اعتمادی و گرایش مردم به سوی ماهواره ها و منابع اطلاعاتی دیگری می شود که طبیعتا به دنبال منافع خود هستند.
بصیرت در صورتی محقق می شود که افراد به حقایق دسترسی داشته باشند. اگر رسانه ملی به وظیفه خود در روشن شدن همه ابعاد حقیقت عمل نکند انسان جستجوگر به دنبال حقیقت می رود و آن را پیدا می کند هر چند که برایش هزینه داشته باشد. چرا که دستیابی به حقیقت با ارزش است و انسان به حکم فطرت الهی اش حاضر به پرداخت هر هزینه ای در پای حقیقت است.
امروز، نوع مناسبات فعلی با جهان، ما را در وضعیتی قرار داده که بنابر ارزیابی تحلیل گران بسیاری از فرصت ها را از دست داده ایم و نقش راهبردی و کلیدی خود را در مدیریت منافع ملی و بین المللی جمهوری اسلامی تضعیف کرده ایم. اما به جای توجه به ضعف مدیریت داخلی، انگشت اتهام را به سوی این و آن نشانه رفته و می خواهیم با تندروی و برخوردهای اقتدارگرایانه و خشن مسایل را حل کنیم. در حالی که ایران هم اکنون بیش از هر زمان نیازمند تدبیری قوی برای بازسازی اعتماد جوانان و نخبگان و در یک کلام مردم آگاه ودلسوز و شریف کشور است.
منبع : وبلاگ ابتکار سبز
نظرات () محسن رضایی در پیامی به مناسبت حوادث روز عاشورا تاکید کرد:باید حساب اقلیت آشوبگر از کسانی که با پایبندی به قانون اعتراض دارند از هم جدا باشد.
در این پیام آمده است:
ملت عزیز و حسینی ایران؛
هنک حرمت به مراسم سالار شهیدان و عاشورای حسینی پرده دیگری از گسترش فعالیت عناصر افراطی و مشکوک را در صحنه سیاسی کشور نشان داد. اعمالی از قبیل قتل و جراحت عدهای از هموطنان و نیروهای پلیس تا برخوردهای موهن و زشت در یکی از مقدسترین مراسم مذهبی کشور حکایت از حوادث تلخی دارد که اگر جلوی آنها گرفته نشود کشور به بحران کشیده میشود. البته بر نیروهای امنیتی و انتظامی است که قاتلین و ضاربین را شناسایی و حملهکنندگان به اموال عمومی و اهانتکنندگان به مراسم سالار شهیدان را مشخص و به مقامات قضایی تحویل دهند.
ضمن اینکه باید با هوشیاری مردم و مسئولان، حساب اقلیت آشوبگر و هتاک از کسانی که با پایبندی به قانون و ارزشها اعتراض و نقدهایی دارند از هم جدا باشد.
همانطور که بارها اعلان کردهام ضروری است عقلا و نخبگان از حالت تماشاچی خارج شوند و افراط گرایان را از صحنه خارج کنند.من از پیشگاه ملت ایران و حضرت ابا عبدالله عذر می خواهم که برای اولین بار است که کشور در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته است و من و دوستانم بدلیل محدودیت در اختیارات و ابزار قانونی و برای کمک به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی کاری بیشتر از آنچه که انجام شده نتوانستیم انجام دهیم، به همین دلیل در مقاطع مختلف به مسئولان و فعالان سیاسی هشدارهای لازم را دادهایم.
حال که وضعیت به اینجا رسیده، وقت درنگ کردن نیست. یکدیگر را متهم نکنیم ابتدا آرامش را به کشور برگردانیم و سپس به همه اختلافات در فرصت مناسب رسیدگی کنیم.
لازم است که در مرحله نخست با پیروی از رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ، دروازه ورود سازمان یافته دشمن به کشور که در تسلط افراط گرایان و عناصر مشکوک است را ببندیم و همه علیه افراط گرایی و عناصر مشکوک و اغتشاشگر متحد شویم ، آن گاه با تعامل و گفتگوهای مسئولانه ای که حق مردم و نظام در آن حفظ شود به حل همه اختلافات بپردازیم و دزد شبانه ای را که در کمین ورود به ایران نشسته را ناامید سازیم.
سرباز ملت ایران و رهبر انقلاب اسلامی
محسن رضایی
نظرات ()راهپیمائی بزرگ عاشورئیان در اعتراض به هتک حرمت مقدسات و ارزشهای انقلاب اسلامی عصر امروز در تهران برگزار شد.
در این راهپیمایی شعارهایی مانند مرگ بر منافق، مرگ بر آمریکا، مرگ بر مزدور امریکایی، سید حسن مصطفوی حیا کن، پیر جماران ما را رها کن، مرگ بر یزیدان زمان، مرگ بر فتنه، این مملکت جمهوریه، نه دهکده سر داده شد.
همچنین برخی از افراطیون پلاکاردهایی حاوی جملاتی همچون مرگ بر میر یزید اموی، ما اهل کوفه نیستیم بی تفاوت بایستیم، جنایت یزید دوباره تکرار شد، ملت ما دوباره بیدار شد، سبزینه پوش تندخوی کز عشق نشنیدست بوی،ملت ما بیدار است، از ضد دین بیزار است، خامنهای کیست؟ علی زمان؛ مرگ بر این خوارج نهروان، و... حمل
میکردند.
همچنین گروهی شعارهایی علیه برخی از شخصیتهایی سیاسی سر دادند.
در این تجمع سعید حدادیان مداحی کرد.
همچنین حجتالاسلام علم الهدی،امام جمعه مشهد در این مراسم سخنرانی کرد.
نظرات ()حجتالاسلام مجتبی ذوالنور سهشنبه شب در نشست پرسش و پاسخ با حضور شماری از بسیجیان استان بوشهر در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه چرا به کسانی که بعد از انتخابات اعتراضاتی داشتند حقی قائل نشد، اظهار داشت: ادعا این بود که در انتخابات عوامفریبی شده و کسانی نیز بودند که نمیخواستند مدار قانونی را طی کنند و وقتی تمام قانون را زیر پا بگذارند و قصد فریب نظام را داشته باشند معنی ندارد که به آنان فرصتی داده شود.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در پاسخ به این سئوال که چرا با سران فتنه برخورد نمیشود، اظهار داشت: نخست اینکه نظام به اندازه کافی اسناد برای برخورد با آنان دارد، دوم اینکه فکر نکنید عدم برخورد با آنان به خاطر عجز نظام است و ما گندهتر از اینها را نیز ادب کردهایم.
ذوالنور ادامه داد: اینها همانهایی بودند که بار منتظری را سنگین تر کردند ضمن اینکه ما بحرانهایی سنگینتر از این حادثه را در طول دوران انقلاب پشت سر گذاشتهایم.
وی گفت: سوم اینکه برخورد زمان خاص خودش را دارد و اگر با ایشان برخورد فیزیکی شود ممکن است شعلههای این اختلاف شعلهور شود.
نظرات ()دیریست گالیا!
در گوش من فسانه ی دلدادگی مخوان!
دیگر ز من ترانه ی شوریدگی مخواه!
دیرست گالیا! به ره افتاد کاروان
عشق من و تو؟ این هم حکایتی است
اما در این زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست
شاد و شکفته در شب جشن تولدت
تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک
امشب هزار دختر همسال تو ولی
خوابیده اند گرسنه و لخت روی خاک
زیباست رقص و ناز سرانگشت های تو
بر پرده های ساز
اما هزار دختر بافنده این زمان
با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان
جان می کنند در قفس تنگ کارگاه
از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن
پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا
وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست
از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ
در تار و پود هر خط و خالش، هزار رنج
در آب و رنگ هر گل و برگش، هزار ننگ
اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک
اینجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار کودک شیرین بی گناه
چشم هزار دختر بیمار ناتوان ...
نظرات ()دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند
شگفتانگیزترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
نظرات ()
نظرات ()سید محمد خاتمی اخیراً دریکی از دیدارهای خود از نامه محرمانه اش به رهبر انقلاب خبر داده است.
رییس دولت اصلاحات در این دیدار با اظهار اینکه نامه مشروحی درباره حوادث پس از انتخابات به صورت محرمانه برای رهبر انقلاب ارسال کرده است، افزود: آیتالله خامنهای پس از مطالعه این نامه اظهار داشتهاند که نامه خاتمی را دو بار خواندم، نامه نجیبانه نوشته شده بود؛ اما آقای خاتمی ناآگاهی دارد که باید به وی اطلاعات صحیح داده شود.
خاتمی همچنین در این دیدار نسبت به هزینه کردن از رهبری برای حل مسایل و مشکلات جزئی ابراز نگرانی کرده است و تأکید نموده که باید شأن رهبر انقلاب در مدیریت کلان و عالی کشور حفظ شود .
نظرات ()حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ وحید خراسانی :
ـ در این ایام، سه مهم پیش رو داریم: اول، نسبت به خودمان، دوم نسبت به مردم و سوم، نسبت به صاحب این ایام. هرسه، بحثش مفصل است، اما اجمال مطلب این است که فرصتی برای شما پیش آمده و این فرصت برقآسا میگذرد و حسرت کبرایش برای فرد فرد ما میماند. در حالیکه هریک از شما میتوانید امر هدایت نفوس را متصدی بشوید.
ــ اول، نسبت به خودمان: این حدیث را خوب بفهمید که: «اشراف امتی حمله القرآن و اصحاب اللیل ـ بهترین امت من، حاملان قرآن و شبزندهداران هستند». اولاً امت او چه امتی است؟ «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ.» این ارزش امت اوست. شهدا بر عموم بشر امت اویند. حال باید دید اشراف این امت کیاناند؟ آن هم اشرافی که حضرت خاتم(ص) سکه شرف به سینه آنها نصب کند. «اشراف امتی حملةالقرآن و اصحاباللیل».
ــ از امروز شروع کنید بدون استثنا، هیچ شب و روزی بر شما نگذرد، مگر با این عمل. اما روز، حملةالقران؛ «فاقروا ماتیسر من القرآن.» آن اندازه که میسر است قرآن بخوانید، ولی راه باید طوری رفت که سریع به مقصد رسید. تمام دقائق کمال در روایات متشتت است. باید اینها را جمع کرد. این جا این جمله را فرموده و جای دیگر باز فرموده چطور حامل قرآن شو. «قرآن بخوانید، اما آن قرآن را هدیه کنید به صاحب عصر ولی زمان (عج)». عمل را از خود منقطع و به او متصل کنید. چه میکند این فرموده؟ بحث فنی عظیمی دارد. خود انقطاع عمل از نفس و ربط عمل به مبدأ فیض وجود. حکم اکسیری پیدا میکند که فلز را منقلب میکند.
ــ اما کلمه دوم، به اصحاب اللیل مربوط است. به هر وضعی که هست، آخر شب بیدار شوید و روی این مطالب فکر کنید. بالاترین مقام چه مقامی است؟ مقامی که خدا برای شخص اول عالم معین کرده است. دیگر از نظر عقل و نقل غیر از این غیرمعقول است. چنین مقامی را خدا به همچو کسی وعده داد، اما به یک خصوصیت فرمود: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» از این جا باید فهمید چطور عمر ما گذشت و راه را طی نکردیم. به این شرف نرسیدیم.
ــ اشراف امتی حملةالقرآن و اصحاب اللیل. اگر این طور شدیم، نفس ما به مبدأ نور وصل میشود. از آن جا مدد میشود. آن وقت است که بشر خواهد فهمید اثر تربیت این دین چیست؟ این کاری است که باید با خودمان کنیم.
ــ دوم، نسبت به مردم: اما کاری که با مردم است اینکه این فرصتها از دست نرود. سعی کنید در این دهه که بهار حیات دلهاست به هر قیمتی که هست این دو کار را انجام دهید؛ چرا که بالاتر از این دو پیش خدا هیچ عملی نیست: یک گمراه از خدا را به خدا برگردانید؛ عبد آبق از این مولا را برگردانید به عبودیت او ؛ و یک کسی که امام زمانش را گم کرده با ولی عصر (عج) آشنایش کنید.
ــ مجالستان را منحصراً در این دو کلمه صرف کنید. ارزش این دو مقوله به حدی است که نباید وقت را ببازید و از دست بدهید. اول، آن قرآن و شبزندهداری را عملی کنید. بعد متصدی هدایت مردم شوید. آن وقت، اثرش این است اگر یک گنهکار را از گناه توبه دهید و بیگانه از امام زمان (عج) را با او آشنا کنید. اجرش، ثواب صد سال است که همه روزها را روزه بگیرید و شبها تا به صبح عبادت کنید. «اغتنموا الفرص ـ فرصتها را از دست ندهید».
ــ سوم، نسبت به صاحب این ایام: باید وظیفهمان را نسبت به صاحب این ایام بدانیم و بفهمیم که چه خونی ریخته شده است؟ هیچ دانستیم که چه کسی کشته شد؟ «شیخ طوسی»، «شیخ صدوق» و «ابن قولویه» این روایت را نقل کردهاند. مختصری از این روایت بس است. این نص حدیث صحیحی است که مثل «شیخ انصاری» در موارد احتیاط در نفوس طبق سند این حدیث فتوا میدهد. در این حدیث مسأله این است: «اشهد انّ دمک سکن فیالخلد ـ شهادت میدهم خون تو در خلد مسکن کرده است». کیست که بفهمد حسین بن علی کیست؟ خلد کجاست؟ در آن ملأ اعلی که مرکز قدیسین عالم است، خون او زینت آن عالم است. کسی که جسمش آنجاست، روحش کجاست؟ کیست که بفهمد چه کسی کشته شد؟ چطور کشته شد؟ برای چه کشته شد؟
ــ ما در آن حد نیستیم که خود او را بشناسیم. باید نگاه کنیم ببینیم آن آخرین مرحلهای که شعاع وجود او تابیده به کجا رسیده، بعد کشف کنیم که آن آفتاب چیست وکجاست؟ وقتی شعاعش به زائر قبرش میخورد، اثرش معلوم میشود. فرمود: «پیاده اگر بروی به هر قدمی یک حسنه برایت مینویسند و یک سیئه محو میکنند. سواره بروی به هرجا که سُم اسبت برسد به هر قدمی یک حسنه ثبت و یک سیئه محو میشود». یعنی از آنجا تصفیهات میکنند تا لیاقت پیدا کنی. فرمود: «وقتی رسیدی به در حرم، خدا تو را از رستگاران قرار میدهد». خود من هنوز متحیرم چه خبر است. وقتی رسیدی به در حرمش میشوی از رستگاران و مفلحین. یعنی چه از مفلحین؟ به قرآن رجوع کنید و ببینید به فلاح رسیدن چه شرایطی دارد؟ بعد بفهمید این دستگاه چه دستگاهی است.
ــ در سوره مؤمنون میخوانیم: «قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون.» تا برسد به اینجا که «والذین هم عن اللغو معرضون.» وقتی به این جا رسید، میشود «المفلحون.» این مقام به قدری عظیم است که «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون والذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخرة هم یوقنون اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون.» این چه اکسیری است که این طور منقلب میکند؟ آهنی را به طلای احمر مبدل میکند که در راه قبر او قدم زده است.
ــ فرمود: «وقتی از مناسکت فارغ شدی خدا تو را از فائزین مینویسد». اینجا حج خود خداست. حج قصد است و مقصد در آنجا عبارت است از کعبه، اما مقصد در این زیارت، خود خداست؛ چون به نص صحیح: «من زار الحسین بکربلا کان کمن زارالله فی عرشه». پس از حج خدا که فارغ شدی، فرمود: «وقتی فرغت من مناسکک، خدا مینویسد تو را از فائزین». دیگر از مقام مفلحین از در قبر او، متقلب میشود به مقام فائزین به بالا سر او. متن کلام خدا را باید دید تا حدیث را فهمید: «الذین آمنوا وهاجروا و جاهدوا فی سبیلالله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله والئک هم الفائزون». مقام فائزون این مقام است: «یبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم.»
ــ این مرحله که مرحله کمال سعادت بشری است، در گرو بالاسر قبر حسین بن علی (ع) است. کسی که این طور زیارت قبرش او را منقلب میکند، آیا روز قیامت وقتی مادرش با آن پهلوی شکسته با آن بازوی ورم کرده، آن پیراهنی که به همچو خونی آغشته بر سر بیندازد، چه خواهد شد و چه خواهد کرد؟
ــ این است که مملکت باید یکپارچه «یا حسین» بشود. باید سراسر این مملکت شیون و صیحه در عزای یک همچو کسی باشد ... واقعه، واقعهای است که نص صحیح این است: «جمیعالخلائق بکت السموات السبع.» هفت آسمان بر او گریه کرد. «بکتالسموات السبع والارضون السبع و ما فیهن و ما بینهن و ما یری و ما لایری.» مردم باید بیدار شوند. ابن حجر هیثمی کتابی در رد شیعه نوشته و در این کتاب تصریح کرده که تمام رجال عامه ـ آنها که اهل حدیث و نظرند ـ ضبط کردند که وقتی سر او بالای نیزه رفت، در تمام کره زمین هرجا سنگ از روی زمین برداشتند، خون جوشید. وظیفه مردم در ایام عاشورا چیست؟ ... اگر دستتان از دامن او کوتاه شد، خسرالدنیا و الاخرهاید.
ــ این دین، این توحید و این قرآن فقط زنده به خون اوست. اوست که با این قدم و با این عمل، کاری کرد که تا روز قیامت این دین آسیب نبیند. او پرده از چهره قرآن برداشت و ایمان و دین خدا را او زنده کرد. چرا یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر مثل پروانه دور قبرش میگردند؛ چون اگر عاشورای او نبود، آنچه انبیا و مرسلین آورده بودند به باد فنا رفته بود.
نظرات ()وحدت" و" برادری" امروز کلید واژه تمام سخنرانی هاو نوشته های محافل خبری و سیاسی است ؛ هیچ سخنرانی و مقاله ای نیست که امروز در فضای سیاسی – اجتماعی جامعه ایران اسلامی به این کلمات اشاره نکند . دهها طرح و ایده برای برقرای وحدت و تقویت آن در میان جناحهای سیاسی و حزبی کشور روی میز شیوخ ریش سفید جامعه قرار گرفته و دهها میانجی از این سو به آن سو می روند تا بلکه راهی و راهکاری بیاندیشند تا جامعه بازهم با حفظ سلایق خود در اصول متحد و منسجم باشد .
21 یکسال پیش در چنین روزهایی حضرت امام خمینی (س)یکی از دشوارترین و پیچیدهترین معضلات فکری، سیاسی، اجتماعی نسل حاضر را گشود، ایشان در آن مقطع پیامی را صادر کردند که شاید امروز کاملترین ایده برای آنچه معضل "اختلاف " و" تفرقه " نامیده می شود باشد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با پاسخ روشنگرانه به سئوال آقای محمد علی انصاری که در حقیقت سئوال نهفته در عمق اندیشه بسیاری از افراد جامعه بود، ایده ای را به یادگار گذاشت که کلید حل معمای پیچیده امروز است.
رهبر کبیر ایران اسلامی در این پیام که به " منشور برادری " شهرت یافته است ،اختلاف سلیقه ها، نظرها و برداشت ها را طبیعی تلقی فرمودند و هر دو جناح مطرح در کشور را مورد تایید قرار دادند و ویژگی هایی برای گروهها و احزاب و جریانات مقبول کشور برشمردند. ایشان به صراحت تاکید کردند که" اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بىجهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است."
درآستانه سالروز صدور این پیام روشنگرانه انتشار متن کامل منشور برادری برای بهره گیری از آن در شرایط امروز جامعه احساس میشود.
نامه [به آقاى محمدعلى انصارى (منشور برادرى)].
زمان: 10 آبان 1367/20 ربیع الاول 1409.
مکان: تهران، جماران.
موضوع: منشور برادرى- مفتوح بودن باب اجتهاد در حکومت اسلامى.
مخاطب: انصارى، محمدعلى (از اعضاى دفتر امام خمینى).
بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
جناب حجت الاسلام، آقاى حاج شیخ محمدعلى انصارى- دامت افاضاته.
نامه شما را مطالعه کردم. مسئلهاى را طرح کردهاید که پاسخ به آن کمى طولانى مىگردد ولى از آنجا که من به شما علاقه مندم، شما را مردى متدین و دانا- البته کمى احساساتى- مىدانم و از محبتهاى بىدریغت نسبت به من همیشه ممنونم. به عنوان نصیحت به شما و امثال شما که تعدادشان هم کم نیست مسائلى را تذکر مىدهم:کتابهاى فقهاى بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سلیقهها و برداشتها در زمینههاى مختلف نظامى، فرهنگى و سیاسى و اقتصادى و عبادى، تا آنجا که در مسائلى که ادعاى اجماع شده است قول و یا اقوال مخالف وجود دارد و حتى در مسائل اجماعى هم ممکن است قول خلاف پیدا شود،از اختلاف اخباریها و اصولیها بگذریم. از آنجا که در گذشته این اختلافات در محیط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در کتابهاى علمى آن هم عربى ضبط مىگردید،قهراً تودههاى مردم از آن بیخبر بودند و اگر با خبر هم مىشدند، تعقیب این مسائل برایشان جاذبهاى نداشت. حال آیا مىتوان تصورنمود که چون فقها با یکدیگر اختلاف نظر داشتهاند- نعوذباللَّه-خلاف حق و خلاف دین خدا عمل کردهاند؟ هرگز. اما امروز با کمال خوشحالى به مناسبت انقلاب اسلامى حرفهاى فقها و صاحبنظران به رادیو و تلویزیون و روزنامهها کشیده شده است،چرا که نیاز عملى به این بحثها و مسائل است؛ مثلًا در مسئله مالکیت و محدوده آن، در مسئله زمین و تقسیم بندى آن، در انفال و ثروتهاى عمومى،در مسائل پیچیده پول و ارز و بانکدارى،در مالیات، در تجارت داخلى و خارجى در مزارعه و مضاربه و اجاره و رهن، در حدود و دیات، در قوانین مدنى، در مسائل فرهنگى و برخورد با هنر به معناى اعم؛ چون عکاسى، نقاشى، مجسمه سازى، موسیقى، تئاتر، سینما، خوشنویسى و غیره. در حفظ محیط زیست و سالم سازى طبیعت و جلوگیرى از قطع درختها حتى در منازل و املاک اشخاص، در مسائل اطعمه و اشربه، در جلوگیرى از موالید در صورت ضرورت و یا تعیین فواصل در موالید، در حل معضلات طبى همچون پیوند اعضاى بدن انسان و غیر به انسانهاى دیگر، در مسئله معادن زیرزمینى و روزمینى و ملى، تغییر موضوعات حرام و حلال و توسیع و تضییق بعضى از احکام در ازمنه و امکنه مختلف، در مسائل حقوقى و حقوق بین المللى و تطبیق آن با احکام اسلام، نقش سازنده زن در جامعه اسلامى و نقش تخریبى آن در جوامع فاسد و غیر اسلامى، حدود آزادى فردى و اجتماعى، برخورد با کفر و شرک و التقاط و بلوک تابع کفر و شرک، چگونگى انجام فرایض در سِیر هوایى و فضایى و حرکت بر خلاف جهت حرکت زمین یا موافق آن با سرعتى بیش از سرعت آن و یا در صعود مستقیم و خنثى کردن جاذبه زمین و مهمتر از همه اینها، ترسیم و تعیین حاکمیت ولایت فقیه در حکومت و جامعه که همه اینها گوشهاى از هزاران مسئله مورد ابتلاى مردم و حکومت است که فقهاى بزرگ در مورد آنها بحث کردهاند و نظراتشان با یکدیگر مختلف است و اگر بعضى از مسائل در زمانهاى گذشته مطرح نبوده است و یا موضوع نداشته است، فقها امروز باید براى آن فکرى بنمایند ...
نظرات ()صحیفه امام ج19
سخنرانى
زمان: صبح 10 شهریور 1364 / 15 ذى الحجه 1405
مکان: تهران، جماران
موضوع:انتقاد از نحوه چاپ اخبار در مطبوعات
حضار:مسئولان روزنامه هاى کیهان، اطلاعات و جمهورى اسلامى
بسم اللّه الرحمن الرحیم
من نسبت به همه مسائل مربوط به مطبوعات نمى توانم نظر بدهم. الان آنچه مربوط به مسائل آخر است، این است که رادیو - تلویزیون و مطبوعات مال عموم است -چنانچه شما هم همین اعتقاد را دارید که عموم بر آنها حق دارند - از این جهت، من به سهم خود خیال دارم که راجع به من کم باشد، مگر در مواقع حساسى که لازم است که آن هم باید از ما سؤال شود که آیا مطلبى را باید نقل بکنند یا خیر.
والا آنچه خوب است در رادیو - تلویزیون و مطبوعات باشد، آن است که براى کشور اثرى داشته باشد.
مثلا اگر زارعى خوب زراعت کرد و زراعتش خوب بود، شما این شخص را به جاى مقامات کشور در صفحه اول بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است، این منتشر بشود.
و یا کارمندى خوب کار کرد، و یا اگر طبیبى عمل خوبى انجام داد، عکس او را در صفحه اول چاپ کنید و بنویسید که این عملش چطور بوده است.
این باعث تشویق اطبا مى شود و بیشتر دنبال کار مى روند.
یا مثلا اگر کسى کشفى کرد، باید مفصل با عکس و مطلب باشد، یا اگر کسى سارقى را دستگیر نمود، و یا یک کشاورز و یا هنرمند و یا جراح، که متاسفانه نه اسمشان است و نه عکسشان، در حالى که اینها لایقاند تا در روزنامه ها مطرح شوند، خلاصه ، باید اساس تشویق اشخاصى باشد که در این کشور فعالیت مى کنند، اینها به این کشور حق دارند، به این روزنامه ها حق دارند، به رادیو - تلویزیون حق دارند، ولى ماها نسبت به آنها حقمان کم است.
البته ، آنچه من مى گویم راجع به خودم است، به دیگران هیچ کارى ندارم، آنها اختیارش با شما و با خود آنهاست.
من میل ندارم رادیو هر وقت باز مى شود اسم من باشد، مدتهاست که از این جهت متنفرم، این کار غلطى است، به اندازه متعارف نسبت به همه خوب است، زیادى اش مضر است، این به ضرر مطبوعات است و مطبوعات را سبک مى کند.
اشخاص، شخصیتهایشان با خودشان است، این طور نیست که اگر اسمشان زیاد یا کم مطرح گردد، شخصیتشان زیاد یا کم شود.
در ایران هرکس معلوم است چه جورى است.
نظرات ()